امروز تیتر برخی روزنامه ها به محتوای دیدار فراکسیون خط امام با علمای قم اختصاص داشت. دیداری که ظاهرا با ابراز نگرانی برخی از علما از وضعیت موجود همراه بوده است. جایگاه علما و مراجع تقلید در طول تاریخ بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است و اگر رهبری جریان های تاریخی در دست علما نبوده لااقل نظر و همراهی ایشان بسیار تاثیر گذار بوده و بزرگترین رویدادها و تحولات تاریخی ایران همیشه با تاثیر قوی نظر و عمل علما و مراجع همراه بوده است. انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو، نهضت نفت، انقلاب اسلامی نمونه های اخیر این تاثیر بوده اند که به دلیل اعتقاد و اعتماد عمیق مردم ما به علما و مراجع شکل گرفته اند.
پس از انقلاب نفوذ و دخالت علما در جریان های سیاسی به دلایلی متعددی دچار افت و خیزهای فراوانی شد. در سالهای حضور امام کمتر عالمی می توانست فرصتی برای بروز و ظهور پیدا کند و به جز مورد استثنایی نفوذ آیت الله شریعتمداری در میان آذری زبان ها همه علما تحت الشعاع قدرت مردمی امام بودند. اما پس از امام طبیعتا قدرت علما افزایش پیدا کرد لیکن پس از فوت علمای بزرگ شیعه مثل آیات عظام اراکی ، گلپایگانی، مرعشی، خویی و کمی بعد فاضل و بهجت ناگهان حوزه از حضور مرجعی تمام عیار و دارای نفوذ در میان مردم خالی شدو عرصه برای علمای جوانتر و کمتر شناخته شده تر باز شد. شاید اگر در قضایای پس از انتخابات یک مرجع دارای پیروان فراوان در قم حضور داشت می توانست با یک موضع گیری تاثیر عمیقی بر روند تحولات داشته باشد اما علیرغم تلاش بسیاری از جریان های سیاسی موضع بسیار خنثای علما تاثیر زیادی بر جریانات نداشت. برخی هم معتقدند عدم دخالت برخی علما به علت وابستگی اقتصادی و سیاسی آنان به نظام و حکومت است.
همه جریانات سیاسی سعی کردند همراهی علمای قم را با خود چاشنی فعالیت های خود کنند و در سالیان اخیر جریان جدیدی در کشور شکل گرفته است که سعی دارد همراهی این نیروی قدرتمند را با فعالیت سیاسی خود جلب کند. این جریان به دنبال جایگاه و ارتباط بسیار ضعیف و سوال برانگیز دولت با علما و مراجع بهترین فرصت را برای فشار به دولت استفاده از نظرات علما علیه دولت یافته است. نمونه آخر آن هم طرح هدفمند ساختن یارانه هاست که در نظر آیت الله مکارم شیرازی و نظرات علمای دیگر در دیدار برخی نمایندگان مجلس جلوه گرشده است. پس از انتخابات هم بسیاری توقع داشتند تا علما با مخالفت صریح خود با سرکوب مخالفان در این جریان تاثیر مستقیمی بگذارند. اما به دلایل متعدد و مهمترین آن نبود مرجعی پرطرفدار سبب شده تا موضعگیری های پراکنده و محافظه کارانه این علما تاثیر و برد چندانی نداشته باشد.
شاید بتوان گفت قم کم فروغ ترین روزهای خود را در تاثیر در مناسبات سیاسی پشت سر می گذارد. قصد قضاوت در مورد اینکه آیا دخالت علما امری لازم و ضروری هست یا خیر را ندارم اما باید دید نقش تاریخی علما با ظهور یک مرجع پرطرفدار و با پشتوانه مردمی و البته کمتر محافظه کار احیا خواهد شد یا خیر؟






