تبليغاتX
خبر و تحلیل سیاسی روز

علمای قم احمدی نژاد امروز تیتر برخی روزنامه ها به محتوای دیدار فراکسیون خط امام با علمای قم اختصاص داشت. دیداری که ظاهرا با ابراز نگرانی برخی از علما از وضعیت موجود همراه بوده است. جایگاه علما و مراجع تقلید در طول تاریخ بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است و اگر رهبری جریان های تاریخی در دست علما نبوده  لااقل نظر و همراهی ایشان بسیار تاثیر گذار بوده و بزرگترین رویدادها و تحولات تاریخی ایران همیشه با تاثیر قوی نظر و عمل علما و مراجع همراه بوده است. انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو، نهضت نفت، انقلاب اسلامی نمونه های اخیر این تاثیر بوده اند که به دلیل اعتقاد و اعتماد عمیق مردم ما به علما و مراجع شکل گرفته اند.

پس از انقلاب نفوذ و دخالت علما در جریان های سیاسی به دلایلی متعددی دچار افت و خیزهای فراوانی شد. در سالهای حضور امام کمتر عالمی می توانست فرصتی برای بروز و ظهور پیدا کند و به جز مورد استثنایی نفوذ  آیت الله شریعتمداری در میان آذری زبان ها همه علما تحت الشعاع قدرت مردمی امام بودند. اما پس از امام طبیعتا قدرت علما افزایش پیدا کرد لیکن پس از فوت علمای بزرگ شیعه مثل آیات عظام اراکی ، گلپایگانی، مرعشی، خویی و کمی بعد فاضل و بهجت ناگهان حوزه از حضور مرجعی تمام عیار و دارای نفوذ در میان مردم خالی شدو عرصه برای علمای جوانتر و کمتر شناخته شده تر باز شد. شاید اگر در قضایای پس از انتخابات یک مرجع دارای پیروان فراوان در قم حضور داشت می توانست با یک موضع گیری تاثیر عمیقی بر روند تحولات داشته باشد اما علیرغم تلاش بسیاری از جریان های سیاسی  موضع بسیار خنثای علما تاثیر زیادی بر جریانات نداشت. برخی هم معتقدند عدم دخالت برخی علما به علت وابستگی اقتصادی و سیاسی آنان به نظام و حکومت است.

همه جریانات سیاسی سعی کردند همراهی علمای قم را با خود چاشنی فعالیت های خود کنند و در سالیان اخیر جریان جدیدی در کشور شکل گرفته است که سعی دارد همراهی این نیروی قدرتمند را با فعالیت سیاسی خود جلب کند. این جریان به دنبال جایگاه  و ارتباط بسیار ضعیف و سوال برانگیز دولت با علما و مراجع بهترین فرصت را برای فشار به دولت استفاده از نظرات علما علیه دولت یافته است. نمونه آخر آن هم طرح هدفمند ساختن یارانه هاست که در نظر آیت الله مکارم شیرازی و نظرات علمای دیگر در دیدار برخی نمایندگان مجلس جلوه گرشده است. پس از انتخابات هم بسیاری توقع داشتند تا علما با مخالفت صریح خود با سرکوب مخالفان در این جریان تاثیر مستقیمی بگذارند. اما به دلایل متعدد و مهمترین آن نبود مرجعی پرطرفدار سبب شده تا موضعگیری های پراکنده و محافظه کارانه این علما تاثیر و برد چندانی نداشته باشد.

شاید بتوان گفت قم کم فروغ ترین روزهای خود را در تاثیر در مناسبات سیاسی پشت سر می گذارد. قصد قضاوت در مورد اینکه آیا دخالت علما امری لازم و ضروری هست یا خیر را ندارم اما باید دید نقش تاریخی علما با ظهور یک مرجع پرطرفدار و با پشتوانه مردمی و البته کمتر محافظه کار احیا خواهد شد یا خیر؟

+ ارائه شده در  شانزدهم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

مجلس

حضور سرزده امروز رییس جمهور و سخنان غیرمتعارف وی در مقابل نمایندگان مجلس نشانگر نوع جدید تعامل یک رییس جمهور با مجلس بود که البته در دوران احمدی نژاد بی سابقه نبوده است. متقاعد کردن مجلس برای رای دادن به آنچه مورد نظر دولت است تاکنون تنها در قالب دفاع از یک لایحه و در زمان تعیین شده قانونی انجام می شد اما احمدی نژاد سعی کرد با تحت فشار قرار دادن روانی مجلس آنان را مجبور به تن دادن به خواسته هایش نماید.

اگر از کار غیر قانونی وی در صحبت کردن در صحن مجلس بدون هماهنگی قبلی بگذریم جالب است به چند جمله وی دقت کنید:

1-تهدید: با همه اخلاص و ارادتی كه به نمایندگان دارم، اعلام می‌كنم، در صورتی كه طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در بودجه سنواتی دیده شود، درخواست استرداد لایحه را خواهیم داد.

2-مایه گذاشتن از رهبری: من در دیداری كه با مقام معظم رهبری داشتم، این موضوع را یادآور شدم و از ایشان درخواست كردم كه در این زمینه، کمک کنند، چراكه معتقدم این لایحه نباید در خلال بودجه سالانه دیده شود و به دلیل اهمیت آن باید سرفصل جداگانه‌ای داشته باشد.

3-طعنه: عجله نكنيد بيست سال است كه اين كار انجام نشده است. يك هفته وقت گذاشته‌ايد،‌ يك هفته ديگر هم زحمت بكشيد!

4- در مقابل مردم قرار دادن مجلس: دولت‌هاي گذشته براي اجراي چنين اقدامي اختيارات مطلق داشتند، اما هيچ كاري نكردند و ‌هم‌اکنون مجلس دست دولتي را كه مصر به اجراي اين كار است، مي‌بندد.

 این ادبیات که اصلا به مذاق برخی نمایندگان خوش نیامده است ظاهرا با انفعال بسیاری از نمایندگان دیگر روبرو شده است و می شود گفت احمدی نژاد باز هم موفق شده با شناختی که از مجلس پیدا کرده است به مقصود خود برسد.شاید اگر روزی که مجلس با همین تاکتیک احمدی نژاد در مقابل رای اعتماد نمایندگان به راحتی تسلیم شد فکر ادامه این روند را کرده بود و به راحتی منفعل نشده بود اکنون با این تکرار فشار روبرو نمی شد.

به هر حال این بار هم مجلس به توپ بسته شد منتها به شیوه ای مدرن. اگر محمد علی شاه با توپ مجلس را بست تا سخنی مخالف نظراتش از آن شنیده نشود این بار احمدی نژاد با جنگ روانی و با توپ سخنان سرشار از تهدید و مایه گذاشتن از رهبر و مردم، مجلس را خفه کرد تا به خواسته های خود برسد و همه را به فکر وادار کند که واقعا نقش این مجلس در ساختار کشور چیست و آیا اگر این نمایندگان از جایگاه و پشتوانه مردمی هم برخوردار بودند باز هم همین گونه  در مقابل رییس جمهور منفعل می شدند؟

+ ارائه شده در  دوازدهم آبان 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

عبدالمالک ریگی

بالاخره اتفاقی که نمی بایست رخ داد. یک گروهک کوچک و بی ریشه که چند سال است به راحتی تمام امنیت جنوبشرق کشور و زندگی عده زیادی از هم میهنانمان را به بازی گرفته بود بالاخره کاری کرد که تازه همه را به فکر وادار کرده است. اصولا ما عادت داریم علاج واقعه بعد از وقوع بکنیم. زمانی که سربازهای بیگناه نیروی انتظامی به گروگان گرفته شدند. زمانی که در دارزین( واقع در جاده بم-کرمان) عده ای مردم بی گناه کشته شدند. وقتی که پخش فیلم سر بریدن هم وطنانمان باعث شد تمام منطقه را رعب و وحشت فرابگیرد .زمانی که در تاسوکی خون هم میهنانمان ریخته شد و زمانی که در مسجد زاهدان انفجاری تعداد زیادی خانواده را داغدار کرد. زمانی که در گروگان گیری بانکی در زاهدان هم میهنانمان زنده زنده سوختند و اتفاقات متعدد دیگری که در این چند سال رخ داد هیچ کس به فکر نبود که اگر جلوی این حرکت گرفته نشود روز به روز گسترده تر می شود. سال گذشته در مقاله ای نوشتم امنیت منطقه جنوب شرق و زندگی روزمره مردم تحت الشعاع این ناامنی ها قرا گرفته و هیچ کس به فکر نیست. آن زمان کسی اقدامی نکرد و حالا هم چون فرماندهان رده بالای سپاه کشته شده اند تازه به فکر افتادیم اقدامی بکنیم. تازه حالا سفیر پاکستان احضار می شود، الان گفته می شود که انتقام خون شهدا را میگیریم، الان تازه همه مسئولین به فکر مقابله با این گروهک کوچک می افتند.

نکند به ورطه ای رفته ایم که جان مردم عادی از نظر مسئولین امنیتی ما بی ارزش شده یا خدای نکرده چون مردم  این مناطق محروم و سنی  مذهبند بدان ها بی توجهی شده است. چرا حتما باید سرداران سپاه به شهادت برسند تا اقدامی توسط مسئولین انجام شود؟ چرا کشته های متعدد از مردم بی گناه باعث نشد وزیر کشور و سایر مسئولین امنیتی به منطقه سفر کنند و دستور اقدام عاجل دهند؟ چرا قبلا به پاکستان هشدار داده نشده بود تا از فعالیت این گروه جلوگیری کند؟

این ها سوالاتی است که مردم ما خصوصا مردم این خطه برایشان پیش آمده است. آیا اگر در تهران واقعه ای تروریستی در ابعاد بسیار کوچکتر از آنچه مردم سیستان و بلوچستان در این چند سال دیدند اتفاق می افتاد توجه مسئولین به آن همانقدری بود که در این چند وقت کردند؟ آیا ارزش جان شهروندان مناطق مختلف کشور از نظر مسئولین فرق دارد؟ دیروز وقتی زلزله ای ۴ ریشتری در تهران رخ داد تمام رسانه ها آنچنان بدان پرداختند که گویی جان هزاران نفر به خطر افتاده است اما چقدر ناامنی های سیستان و بلوچستان در رسانه ها به جز چند سایت محدود  و رسانه های محلی انعکاس داشت؟

اما نکته بعدی که در این حادثه و حوادث مشابه کردستان به چشم می آید ضعف مفرط دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور است. خصوصا در حادثه امروز که چند سردار سپاه حضور داشته اند چرا  دستگاه اطلاعاتی ما از حضور آنان خبردارنشده و جهت خنثی سازی این حرکت  تلاشی نکرده؟ چگونه است که این گروهک از جلسه ای خصوصی خبردار شده و برای آن برنامه ریزی کرده و دستگاه اطلاعاتی ما هیچ گونه اقدامی نکرده است؟

امیدوارم تمرکز دستگاه اطلاعاتی ما بر روی ناآرامی های پس از انتخابات و تحولات ساختاری وزارت اطلاعات توسط رییس جمهور دلایل این کوتاهی ها نباشد که اگر اینگونه باشد جای تاسف بسیار دارد.

+ ارائه شده در  بیست و ششم مهر 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

طرح هدفمند کردن یارانه ها!لایحه هدفمند کردن یارانه ها خیلی بی سر و صدا و آرام در حال تصویب شدن است. قیمت بنزین تا ۹۰ درصد قیمت تمام شده- قیمت گاز تا ۷۵ درصد قیمت تمام شده- قیمت برق معادل قیمت تمام شده و... اینها تیترهایی است که فقط در سایت ها می بینیم و بیشتر مردم معمولی از این قضیه مطلع نیستند که قرار است چه تحولی در زندگی روزانه شان به وجود آید. طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد کم کم دارد عملی می شود و معلوم نیست آثار تورمی آن بر اقتصاد مریض ما تا چه حد طبقات محروم و ضعیف را تحت فشار و مشکل قرار می دهد.

هر چند این طرح قرار است تا آخر سال ۹۳ و برنامه پنجم توسعه به طور کامل اجرا شود ولی به هر حال آثار تورمی ناشی از این رها سازی قیمت ها را نمی توان نادیده گرفت. اما نکته ای که کمتر بدان توجه شده است وتنها یکی از نمایندگان به آن اشاره ای کرد آنکه آیا هزینه بالا و غیر منطقی تولید حامل های  انرژی در کشور ما که به علت های مختلفی چون تحریم های اقتصادی و گران بودن قطعات و خدمات بین المللی - مستهلک بودن سیستم تولید- بروکراسی های معیوب و نیروی انسانی نامتناسب- مدیریت ضعیف و ناکارآمد- نبود سیستم رقابتی و عدم حضور بخش خصوصی و... شکل گرفته بایستی از مردم دریافت شود؟

آیا تاوان سخنرانی های آتشین و تنش زای رییس جمهور در دنیا که باعث تحریم و انزولای ایران شده است - قوم و خویش سالاری و مدیریت ضعیف- پاداش های کلان و غیر منطقی مدیران- ولخرجی های مرسوم دولتی- هزینه خرید اتومبیل های گران مدیران- استخدام پسرخاله ها و باجناق های بی کفایت -سفرهای خارجی مدیران و هزینه احداث مهمانسراهای مجلل در نقاط خوش آب و هوا و.. باید توسط مردم پرداخت شود؟

آیا اگر روزی تولید برق و گاز و بنزین و ... به بخش خصوصی واگذار شود و شرکت های متعددی در این زمینه به صورت رقابتی فعالیت کنند قیمت تمام شده برق و گاز و بنزین همینی خواهد بود که الان هست؟ آیا اگر روابط ما با دنیا بهبود یابد و قطعات و خدمات با قیمت منطقی در اختیارمان قرار گیرد هزینه کرد ما همین مقدار خواهد بود؟

چرا کسی در کشور به این نکته توجه نمی کند که زمانی قیمت های واقعی معنا دارد که تولید بهینه و رقابتی وجود داشته باشد. زمانی می توانیم دم از یارانه های بی حد و حساب بزنیم که بتوانیم بنزین با کیفیت عالی با قیمت خلیج فارس که حدود ۴۰۰ تومان در لیتر است را تولید کنیم . نه اینکه بنزین را باحدود لیتری ۷۰۰ تومان با کیفیت پایین و اکتان نامناسب تولید کنیم و بعد برای جبران مشکلات آن بنزین سوپر وارد کنیم و با آن مخلوط کنیم تا مشکلاتش پوشانده شود.

همه سکوت کرده اند و لایحه هدفمند کردن فقر به نفع مسئولین مرفه دولتی به تصویب می رسد تا از این پس آنان در هیئت مدیره راحت تر پاداش های کلان برای خود تصویب کنند و با مشکل اعتبار برای احداث مهمانسراهای مجلل و سفرهای خارجی و اتومبیل های گران قیمت خود مواجه نشوند.

+ ارائه شده در  بیست و سوم مهر 1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

علوم انسانی اسلامی

از ابتدای انقلاب اختلاف نظرهای زیادی در خصوص  علوم انسانی مبتنی بر تئوری های غربی و تدریس آن در دانشگاهها وجود داشته است. شاید مهمترین دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها هم همین اختلاف نظر بود. اکنون پس از سی سال و بعد از بحران های پس از انتخابات دوباره این اختلاف ها موضوع بحث بسیاری از محافل شده است. دامنه نظرات محافل گوناگون بسیار متنوع و گاهی متناقض است و سخنان رهبری در این مورد هم باعث شد بحث های داغ تری در این خصوص شکل بگیرد.البته شاید اعترافات حجاریان که سخن از گمراه کننده بودن علوم سیاسی و جامعه شناسی غربی رانده بود شروع این جریان به شمار آید.

به هر حال اکنون این مساله از یک مساله علمی و تخصصی به مساله ای سیاسی تبدیل شده و هر بی سوادی در مورد آن نظر می دهد. گاهی هم دیده شده افرادی در این خصوص نظر داده اند که خودشان سال ها محصل و مبلغ این نظریات در دانشگاهها بوده اند.

شاید بتوان نظرات گوناگون در خصوص این مساله را به چند دسته عمده زیر تقسیم کرد:

۱-معتقدین به مبرا بودن علم از ایدئولوژی: این عده معتقدند علم بدون جهت گیری و ایدئولوژی است و صرفا به طبقه بندی و بحث در مورد علوم می پردازد و اینکه ما علمی را منحرف کننده بدانیم مثل این است که مثلا معتقد باشیم فیزیک می تواند دارای جهت گیری ایدئولوژیک باشد. این عده که اکثرا تحصیل کردگان غرب هستند عمدتا گرایشات سکولار هم دارند ولی در بین آنان معتقدین به حکومت اسلامی هم پیدا می شود. ایشان می گویند اینکه علوم انسانی نیاز به انطباق با ایدئولوژی اسلام دارد مثل این است که بگوییم فیزیک و شیمی هم غربی است و باید اسلامی شود.

۲-معتقدین به اصلاحات در علوم انسانی: ایشان معتقدند اصل علوم انسانی و پایه های تئوریک آن علمی است و فاقد جهت گیری ایدئولوژیک است اما نظریه هایی که بعدا در حول آن شکل گرفته دارای جهتگیری است و بایستی آنها را مبتنی بر اصول و ارزشهای خودمان بازسازی و اصلاح کنیم. این عده معتقدند با تشکیل یک شورای نظارت و اصلاح برخی مطالب مشکل حل می شود.بسیاری از صاحبان کرسی در دانشگاههای ایران که گرایشات مذهبی و انقلابی دارند جزو این گروه هستند. 

۳-معتقدین به بازسازی علوم انسانی از مبنا: این افراد مبنای علوم انسانی را بر پایه ایدئولوژی ماتریالیست و سکولار می داند و معتقد هستند بایستی علومی مثل علوم سیاسی و جامعه شناسی را بر اساس ایدئولوژی تئوکراسی و خدامحوری بازنویسی کرد. این افراد با مشکلی مواجه هستند که کارشان را مشکل کرده است . مشکلی که بر اساس آن اساس علوم انسانی که همان برخورد بدون جهت گیری و علمی با موضوعات مختلف است را زیر سوال می برد. این گروه شامل اصولگرایان انقلابی که در دانشگاهها رتبه و اعتبار چندانی هم ندارند است و اکثرا روابط مستقیم و یا غیر مستقیم انها با حوزه سبب این تفکر شده است.

۴-معتقدین به بازسازی فلسفه علم: این گروه پا را فراتر از گروه قبلی می گذارند و معتقدند بایستی فلسفه علم را بازسازی کرد. بدین معنا که بایستی طرز نگرش به علوم و اساس و بنیان آنها را تغییر داد. این بازسازی شامل بازسازی تئوری های فلسفه علم است که بنیان نگرش علمی و اصطلاح علم را دگرگون می سازد. این گروه شامل عده ای علمای حوزه و به محوریت موسسه امام خمینی و آیت الله مصباح شکل گرفته و دارای نفوذ فراوان در حاکمیت است.

با توجه به علمی بودن موضوع بزرگترین خطر برای دانشگاههای ما برخورد سیاسی با این موضوع است. برخوردی که متاسفانه در ماههای اخیر برای بهره گیری های سیاسی و برای سرکوب جناح مخالف (در دو طرف ماجرا) شکل گرفته است و ادامه آن سبب نخبه گریزی و مهاجرت مغزهای متفکر از کشور خواهد شد. به هر حال اگر قرار است مرجعی در این خصوص تصمیم بگیرد بایستی مرجعی بالا دست و متشکل از همه طرز تفکرهای نزدیک به تفکرات اسلامی باشد تا بعدها پشیمانی بی سود سراغمان نیاید که ای کاش همان رویه سنتی را ادامه داده بودیم. البته ذکر این نکته هم ضروری است که با توجه به سلایق و نظرات مختلف و متنوع در این خصوص- رسیدن به یک نظریه واحد عملا کار دشوار و ناممکنی می نماید.

+ ارائه شده در  نوزدهم مهر 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

خبرگزاری فارس
 
 
این تیترها تنها تیترهایی از خبرگزاری فارس در تاریخ ۱۲ مهر از ساعت ۸ تا ۱۰:۳۰ صبح هستند که در طول دو ساعت و نیم منتشر شده اند. بعد از وقایع انتخابات اگر شما هر روز به این خبرگزاری وابسته به سپاه مراجعه کنید انواع و اقسام اینگونه تیترها و مطالب را خواهید دید. البته این موضوع در مورد خبرگزاری های دیگری مثل رجانیوز و جهان نیوز و روزنامه هایی مثل وطن امروز و کیهان و ایران هم صدق می کند. در روزهای اخیر چند محور اساسی در نوع موضع گیری این جریان رسانه ای وجود دارد. 
اول : اینکه سعی دارند گروه موسوم به اصلاح طلب را مخالفان اسلام وانقلاب و خط امام معرفی کنند.طرح مسایلی مثل پرونده ۷ تیر و گفتگو با سوروس توسط خاتمی از این نمونه اند. گشتن در پرونده اصلاح طلبان و پیدا کردن نقاط ضعف آنان  یکی از مشاغل اصلی کارکنان این جریان رسانه ای است.
 
دوم : اینکه سعی دارند تلاشهای رهبری برای ثبات و آرامش و وحدت را خنثی کنند. طرح مسایلی چون لازم بودن پخش دادگاهها علیرغم تاکید رهبری و طرح این مساله که شعار وحدت صرفا یک فریب برای امتیاز گیری است علیرغم خواست مکرر رهبری در همین راستا هستند.
 
سوم: القای این مساله که مردم و مسئولین خواستار محاکمه موسوی - خاتمی و کروبی هستند.
 
چهارم: تخریب هاشمی و نزدیکانش به هر قیمتی.
 
نکته جالب در این میان این است که بسیاری از این موضع گیری ها در تناقض آشکار با رهنمود های رهبری هستند که این جریان به شدت و در ظاهر مدعی حمایت از اوست. ظاهرا فرماندهی این جریان بر عهده خبرگزاری فارس گذاشته شده که پشتیبانی اصلی آن به عهده سردار عزیز جعفری است. کسی که این روزها سخنان وی بسیاری را شگفت زده کرده است. سخنان وی در مورد قصد براندازی اصلاح طلبان و سخنان اخیر وی در مورد بسیج و نقش آن در مبارزه با جنگ نرم دشمن به خوبی گواه این موضوع است که وی تا خروج کامل اصلاح طلبان از دایره نظام و تبدیل کردن آنان به اپوزیسیون خارجی از پای نخواهد نشست. این امر در حالی اتفاق می افتد که همه فراموش کرده اند که امام و رهبری بارها از لزوم عدم دخالت نظامیان در سیاست سخن رانده اند.
 
حال همین نظامیانی که از دخالت در سیاست منع شده اند سردسته جریان رسانه ای و تبلیغاتی تفرقه افکن شده اند که قصد کسب یک قدرت انحصاری در حاکمیت را دارد و هر گونه مخالفت را بر نمی تابد و با وجهه ای نظامی هر روز بر مخالفانش می تازد و سخن رهبر هم جلودارش نیست.  
+ ارائه شده در  دوازدهم مهر 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

نماز عید فطر

رهبری هم امروز به حفظ آبروی اشخاص توصیه کرد. هر چند شاید کمی برای این توصیه دیر است و آبروی خیلی ها با جرمهای اثبات نشده رفته ولی جلوی ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است. البته در کشوری که رییس جمهورش در پربیننده ترین برنامه تلویزیونی یعنی مناظره به راحتی فرزندان هاشمی و ناطق را بدون امکان پاسخگویی ایشان به جرایمی اثبات نشده محکوم می کند خیلی به صدا و سیما و روزنامه ها و سایتهایش ایرادی نیست که به راحتی آبروی افراد را بریزند.

رهبری می گوید: اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‏هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبه‏روز هم بيشتر و گسترده‏تر و پيچيده‏تر ميشود - روشى را در پيش گرفته‏اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند.

اصل برائت که یکی از مهمترین اصول اخلاق اسلامی است به راحتی در کشور داعیه اسلام به فراموشی سپرده می شود و به بهانه های مختلف افرادی به جرمهایی محکوم می شوند که نه مدعی توانایی اثبات آن رادارد و نه محکوم توانایی دفاع از خود را. شیوه مضحک صدا و سیما در سانسور اسامی و آوردن اسامی به صورت م.م یا م.ک هم از ان شیوه هایی است که نشان می دهد تذکر رهبری هم اثری در اصل ماجرا ندارد و تنها از باب رفع تکلیف عمل می شود.

کیهان و جناب شریعتمداری هم که البته در این گونه برخوردها ید طولایی دارند به راحتی و پس از نسبت دادن چیزهایی به برخی سریعا آن را با صدر اسلام مقایسه کرده و جایگاه معاویه و خوارج و ابوموسی و منافقین را هم به افراد دلخواه نسبتا می دهند. البته خواهیم دید که این شیوه ایشان همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و حرف رهبری تنها در موارد امکان استفاده ابزاری اعمال می شود. احتمالا هم گفته می شود ریختن آبروی برخی واجب است.

وقتی فرمانده سپاه به راحتی به خودش اجازه می دهد بلندرتبه ترین سران نظام را به گناههایی اثبات نشده محکوم کند و باعث  تفرقه و دشمنی شود و بعد هم در روز عید فطر در مصاحبه با خبر تلویزیون همه را دعوت به وحدت کند این نشان می دهد که نفاق و ریا تا چه حد در برخی سران رسوخ کرده است.

آنچه که مسلم است این روند نتیجه ای ندارد جز اینکه به قول رهبری : فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى می کند. و این فضا نتیجه ای ندارد جز گسترش تفرقه و سوء ظن و دشمنی و کینه که  متاسفانه روز به روز هم شاهد افزایش آن هستیم.

+ ارائه شده در  بیست و نهم شهریور 1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

اعتراض

معترضان تصمیم گرفته اند از روز قدس برای بیان اعتراضات خود استفاده کنند. این یعنی خلع سلاح حکومت در مقابل آنان. نه احتیاج به مجوز دارند ونه امکان مقابله با آنها وجود دارد. رویکرد حکومت در مقابل این حرکت و جنبش شاید بیانگر نکات جالبی باشد که قابل تامل است. رهبری در خطبه ها نسبت به ایجاد تفرقه در میان صفوف راهپیمایی اخطار می دهد و سپس هاشمی از روال ۲۷ ساله ایراد خطبه در روز قدس محروم می شود و رسانه های موافق دولت هم با تمام تلاش و با تاکتیک های مختلفی مثل ارعاب - تحقیر و کوچک نمایی تلاش کردند جلوی این حرکت را بگیرند. قبل از این جریان هم شاهد تعطیلی مراسم احیا در حرم امام خمینی یا تعطیلی مراسم سالگرد مرحوم طالقانی بودیم و حرکت های مشابه دیگری نیز انجام گرفته بود تا معترضین را از اعتراض باز دارد و دائما این صحبت در محافل مردمی مطرح می شود که حکومت از حرکت مردم می ترسد. 

اما چرا حکومتی که داعیه مردم سالاری و دموکراسی دارد بایستی از(لااقل بخشی از) مردم بترسد و به اینگونه منفعل در مقابل آنان رفتارکند؟ مگر ما دائم نمی گوییم افتخار جمهوری اسلامی این است که بین مردم و مسئولین آن هیچگونه شکاف و فاصله ای وجود ندارد؟ مگر ما دائم نمی گوییم و افتخار نمی کنیم که مردم ما همیشه در همه صحنه ها هوشیارانه حضور پیدا می کنند؟ مگر ما ادعا نمی کنیم در کشورمان همه چیز توسط مردم تعیین می شود؟ پس چرا گاهی با مردم چنین برخورد می کنیم ؟ اگر واقعا معتقدید تعداد معترضین از شرکت کنندگان در یک صندوق هم کمتر است( به قول و اعتقاد آقای رییس جمهور) پس بگذارید در میان موج عظیم موافقانتان گم شوند و اینگونه به مقابله تبلیغاتی با انان برنخیزید. و اگر می دانید که تعداد آنان زیاد است ریشه یابی کنید که چرا اعتماد آنان اینگونه خدشه دار شده و سعی کنید آن را ترمیم کنید.

سپاه پاسداران بدون اینکه اشاره کند چه نقشی در این میان دارد بیانیه ای صادر کرده و گفته:به اشخاص و جريان‌هايي كه در صدد ريختن آب به آسياب دشمن صهيونيستي هستند هشدار مي‌دهيم چنانچه قصد هرگونه اخلال و بي‌نظمي در راهپيمايي با شكوه روز قدس را داشته باشند با برخورد قاطع فرزندان شجاع و غيور ملت مواجه خواهند شد. جالب اینکه در این بیانیه از اصطلاح اغتشاشگران و اراذل و اوباش سياسي  استفاده شده است. 

در بخشی دیگر از این بیانیه آمده: برخي اخبار و گزارشات دريافتي حكايت از برنامه‌ريزي شبكه‌‌هاي بيگانه بويژه سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي در ايجاد اختلال و انحراف در حركت توفنده و يكپارچه شما مردم عزيز و آگاه عليه رژيم اشغالگر قدس دارد...دشمنان انقلاب و نظام و شكست‌خوردگان عرصه انتخابات اخير در تلاش هستند براي انتقام از مردمي كه با خلق حماسه 22 خرداد و حضور بي نظير 85 درصدي خود، فصل نويني در روند پيشرفت و تعالي كشور گشوده‌اند، باحركات خاص و شعارهاي انحرافي و استفاده از نماد‌هاي فريبنده رنگين و عمل كردن به نسخه رسانه‌هاي بيگانه و صهيونيستي در صفوف متحد مردم اخلال ايجاد كرده و شعارهاي واحد و كوبنده ملت عليه اشغالگران سرزمين فلسطين را به شعارهاي انحرافي و مورد رضايت آمريكايي‌ها و صهيونيست‌ها مبدل سازند. 

دیروز هم استاندار قم در مصاحبه با فارس می گوید: اغتشاشگران در راهپیمايي روز قدس مانند كف روي آب محو مي‌شوند. آیا درست است ما به مردم و یا لااقل بخشی از مردم کشورمان اینگونه خطاب کنیم؟ آیا حکومتی که داعیه پدری برای فرزندانش را دارد بایستی فرزندان خود را اینگونه خطاب کند. اگر اشتباهات پس از انتخابات و کشته شدن برخی از همین مردم را به حساب فقدان مدیریت بحران و دستپاچه شدن برخی از مسئولین بگذاریم ولی این برخوردها دیگر هیچ گونه توجیهی ندارد چراکه فرصت برای فکرکردن و مدیریت آن به اندازه کافی وجود داشت. 

ظاهرا برخی هنوز متوجه نشده اند با این کارها و حرف ها چه لطمه ای به اعتماد و محبت مردم به حکومت زده اند و می زنند. اگر روزی برسد که به مردم به عنوان تهدید نظام نگاه شود که ظاهرا در بخشی از حکومت این امر محقق شده آن روز روزی است که بایستی در عزای جمهوریت نظام بگرییم. یادمان نرود مردم بازیچه دست ما نیستند تا هر وقت کاری با ایشان داشتیم آن ها را قهرمان و حماسه آفرین بنامیم و هر وقت که نه خس و خاشاک و اغتشاشاگر و اوباش. 

+ ارائه شده در  بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

رای اعتماد

احمدی نژاد باز هم موفق شد. موفق شد که خود را در جایگاه حق مطلق قرار دهد و مخالفان را مخالفان انقلاب و نظام. چنانچه در انتخابات هم خود را قهرمان و مساوی همه ارزشها جا زد و رای آورد. رای اعتماد گرفت با وجود اینکه در سخنرانی یکشنبه خود هر چه خواست به مجلس گفت. با وجود اینکه تمامی قانون های مجلس و دستورات آنها را نادیده گرفته بود و به همه نمایندگان دهن کجی کرده بود. با وجود اینکه وزرایش از حداقل های لازم برخوردار نبودند. با وجود اینکه ولایت مشایی را بر ولایت فقیه ترجیح داد. با وجود اینکه وزرایش حتی توان دفاع از برنامه ها و منتقدان خود را نداشتند.

دو خبر امروز در سایت ها خودنمایی می کرد. یکی اینکه برخی نمایندگان گفته بودند رهبری پیغام داده که بهتر است به همه وزرا رای اعتماد بدهید و جالب اینکه هیچ منبع موثقی برای این نقل قول هم ذکر نکرده بودند. دومین خبر اینکه احمدی نژاد در اخرین نطق خود گفته بود: يك راي يكپارچه و هماهنگ و 21 نفري هم به كام ملت و هم به كام رهبري شيرين است و هم مشت محكمي به دهان مستكبران و بدخواهان ملت ايران مي‌زند!!

البته قبلا هم سابقه داشت که احمدی نژاد برای کسب رای اعتماد از رهبری مایه بگذارد و حتی در جریان رای اعتماد محصولی با صراحت بیشتری به این نکته اشاره کرده بود که رهبر خواستار رای اعتماد است. نمایندگان مجلس هم که همه تابع ولایت هستند مشت محکمی! به دهان مستکبران و دشمنان زدند و به همه وزرا به جز سه مورد خیلی واضح الافتضاح با قاطعیت رای دادند.

ولی نمایندگان کاش به این نکته هم توجه می کردند که اگر وزرای ضعیف زمام امور را در دست بگیرند که گرفتند  و اگر دولت به قانون شکنی و عدم تابعیت از مجلس ادامه دهد،  کسی که مشت محکمی دریافت می کند مردم هستند نه دشمن. مردمی که متاسفانه شما با رای های حداقلی نمایندگان آن ها هستید. مردمی که ظاهرا در کمترین درجه اهمیت از نظر شما سیاستمداران ! هستند. مردمی که تا روز قبل از انتخابات حماسه ساز و دلاور هستند و از روز بعد از آن اغتشاشگر و اجیر دشمنان و فریب خورده اجانب.

آقای احمدی نژاد به پاسداشت این مشت محکمی که شما به دهان استکبار زدید شما را به مشهد دعوت کرده . زیارتتان قبول باشد و ما را هم از دعا فراموش نکنید!

+ ارائه شده در  دوازدهم شهریور 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمد حسنی  | 

احمدی نژاد

سخنان رییس جمهور پیش از نمازجمعه در حالی به آتش اختلافات دامن زد که رهبری چند روز قبل در جهت آرام کردن فضا و بازگشت وحدت و وفاق در جامعه تلاش کرده بود.  با یک بررسی مستند  در سخنان احمدی نژاد و مقایسه آن با رویکرد رهبری در سخنان روز چهارشنبه ثابت می شود که رییس جمهور به دلیل تاکتیک خاص خودش قصد دارد این آتش را هر روز دامن بزند و  آرامش بازگشت وحدت به جامعه اصلا مطلوب وی نیست. به جملات زیر  از سخنان این دو نفر توجه کنید:

رهبر: در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جناياتي صورت گرفته است كه بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد.
 رییس جمهور: حوادث پس از انتخابات بسيار تلخ بود و بايد با کساني که برخي جريانات را سازماندهي و تحريک و خط دشمن را پياده کردند برخورد قاطع صورت بگيرد.

رهبر:من، پيش قراولان حوادث اخير را به دست نشاندگي بيگانگان از جمله امريكا و انگليس متهم نمي كنم چرا كه اين موضوع براي من ثابت نشده است

رییس جمهور:آنان سناريوي دشمن را بازي کردند...  آنان(غربی ها) بدخواهان داخل و خارح را سازماندهي کردند به اين اميد که کار را تمام کنند.

رهبر:اگر براي بسياري از شايعات، شواهد و قرينه هايي وجود داشته باشد اين شواهد نمي تواند مبناي قضاوت قرار گيرد.

رییس جمهور:به عنوان يک فرد مطلع مي گويم آنچه در کوي دانشگاه و برخي بازداشتگاه ها انجام شد اجزاي ديگري از سناريوي دشمن و وابستگان جريان برانداز بود.

اما چرا احمدی نژاد علاقه دارد  به اختلافات دامن بزند؟ به نظر میرسد احمدی نژاد چون نقاط ضعف فراوانی دارد و در رویارویی مستقیم در مقابل مخالفانش نمی تواند از شیوه های معمول بهره بگیرد به این نتیجه رسیده که با تاکتیک جنگ نامنظم رقبای خود را از صحنه بیرون کند. بدین معنا که با تشویش اذهان و ایجاد هرج و مرج و بی نظمی سیاسی در کشور وی طرفداران خود را هر روز طرفدارتر و مخالفان خود را هر روز مخالف تر می کند و حتی در اقداماتی مانند دادگاه عوامل کودتا مخملی علاقه زیادی دارد که احزاب مخالف خود را از دایره نظام بیرون کند و به آنها انگ ضد انقلاب و ضد اسلام و اجیر بیگانگان بزند. این تاکتیک وی در شرایطی که هیچ نقطه مثبتی در اداره کشور ندارد و همه نخبگان جلوی او هستند شاید بهترین روش برای حفظ ابتکار عمل باشد.

از سوی دیگر جنگ روانی و منحرف کردن افکار عمومی از مسایل اصلی مثل نقایص بزرگ دولت به وسیله حاشیه سازی های فراوان که نمونه اخیر آن وزرای زن بودند هم از تاکتیک های اصلی وی است. فراموش نمی کنیم به کارگیری همین تاکتیک را در شب مناظره با موسوی و منحرف کردن افکار عمومی از نقایص بزرگ دولت به سمت هاشمی و خاتمی که به خوبی هم جواب داد.

به هر حال آنچه مسلم است آنکه احمدی نژاد رییس جمهور ثبات و وفاق نیست و از روزی که بر مسند نشسته همه را به جان هم انداخته و به جز تفرقه افکنی و دشمن و اپوزیسیون سازی و در عین حال عوام فریبی هیچ کاری انجام نداده است.(به یاد ضرب المثل تفرقه بیانداز و حکومت کن انگلیسی ها افتادم) نتیجه این روش هم در وضعیت کشور به خوبی منعکس است.

در پایان توجه شما را به یکی از کلمات قصار وی در نمازجمعه دیروز هم جلب می کنم که می گوید: اگر طرح هدفمند کردن يارانه ها اجرا شود،‌هیچ فقيري در کشور باقي نمي ماند!!

+ ارائه شده در  هفتم شهریور 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محمد حسنی  |