
وقتی فقط هفت ساله بودم پیام امام خمینی در مورد عزل آیت الله منتظری را از اخبار تلویزیون شنیدم و 12 ساله بودم که برای محکومیت سخنان او علیه رهبر در راهپیمایی بزرگی شرکت کردم و علیه وی و آیت الله آذری قمی شعار دادم و شنیدم که در همان روز به حسینیه بیت وی حمله شد و خسارات زیادی به آن وارد شد . شاید اکثر مردم با علت دقیق عزل وی از قائم مقامی رهبری مطلع نباشند و ندانند که چه شد که وی با امام زاویه فکری و عقیدتی پیدا کرد که منجر به این عزل شد و فضای شعاری و احساسی حاکم بر آن دوران مانع از دانستن دقیق آنچه پیش آمد شد. اما به هر حال منتظری علیرغم حصر خانگی و تبلیغات وسیعی که علیه وی در صدا و سیما و سایر رسانه ها بود توانست فرد نسبتا موثری در برخی رخدادهای سیاسی از جمله وقایع پس از انتخابات باشد و البته نمی توان انکار کرد که اپوزیسیون های نظام همیشه از وجود وی برای دستیابی به اهداف سیاسی خود با محمل یک مرجع تقلید استفاده کردند و متاسفانه گاهی ایشان ناخواسته وارد جریان های سیاسی می شد که خودش هم به آنها معتقد نبود.
مرگ وی هم برای استفاده سیاسی جریان اصلاح طلب کاملا به موقع بود تا از این فرصت به عنوان یک میتینگ سیاسی استفاده کنند. چرا که ادعای وفاداری آقایان اصلاح طلب به امام خمینی و راه او با تکریم منتظری تناقض جدی دارد و همین نکته باعث شد که بسیاری اصلاح طلبان با احتیاط در مورد مرگ وی اظهار نظر و عمل کنند. اصلاح طلبان درست بعد از محکومیت نا خواسته توهین به امام حال بایستی پاسخ بدهند که چرا کسی را تکریم و ارزش گذاری می کنند که خود مغضوب امام بود.
درست است که در عالم سیاست توجیه وسیله با هدف باب است و همگان هم بر این امر واقفند که سیاسیون از هر دستاویزی برای نیل به اهدافشان استفاده می کنند اما حضور پررنگ سبز ها و سران اصلاحات در تشییع منتظری می تواند هم زنگ خطری برای نظام باشد و هم برای اصلاح طلبان. برای نظام چون خبر از تبدیل شدن جریان سبز به یک جریان کاملا اپوزیسیون و خارج از نظام می دهد و برای اصلاح طلبان مدعی خط و راه امام که بدانند جریان اصلاح طلبی دارد در دام خروج از حاکمیت می افتد که برای این جریان بسیار گران تمام خواهد شد و با برخی شعارهای آنها مبنی بر پیروی از خط امام منافات دارد.
البته شاید نداشتن رسانه و عدم دریافت مجوز برای تجمعات قانونی بهانه خوبی برای این اقدام اصلاح طلبان به شمار آید اما ایشان باید بدانند این اشتباه بزرگ تاکتیکی آنان ممکن است برایشان بسیار گران تمام شود.


در دو هفته اخیر هر چه تلاش کردم تا تحلیلی در خور از وضعیت سیاسی کشور پس از 16 آذر ارائه کنم نتوانستم. چرا که وضعیت آن قدر مبهم و عملکردها آنقدر سوال برانگیز هستند که به سختی می توان پیش بینی کرد این روزها آبستن چه حوادث سیاسی هستند.اما آنچه مسلم است آنکه جریان سیاسی که خود را خودی نامیده و جریان معترض به نتایج انتخابات را رسما جریان فتنه می خواند کمر همت بسته تا کار این دسته را یکسره کند. چند واقعه مهم و قابل توجه در روزهای پس از 16 آذر اتفاق افتاد که نشانگر یک برنامه ریزی در سطوح بالای نظام و در میان اصولگرایان افراطی انجام شده و در حال اجراست. این برنامه ریزی را شاید بتوان در چند فاز زیر تعریف کرد که البته فاز های آخر آن هنوز به وقوع نپیوسته اند:


امروز تیتر برخی روزنامه ها به محتوای دیدار فراکسیون خط امام با علمای قم اختصاص داشت. دیداری که ظاهرا با ابراز نگرانی برخی از علما از وضعیت موجود همراه بوده است. جایگاه علما و مراجع تقلید در طول تاریخ بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است و اگر رهبری جریان های تاریخی در دست علما نبوده لااقل نظر و همراهی ایشان بسیار تاثیر گذار بوده و بزرگترین رویدادها و تحولات تاریخی ایران همیشه با تاثیر قوی نظر و عمل علما و مراجع همراه بوده است. انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو، نهضت نفت، انقلاب اسلامی نمونه های اخیر این تاثیر بوده اند که به دلیل اعتقاد و اعتماد عمیق مردم ما به علما و مراجع شکل گرفته اند.

لایحه هدفمند کردن یارانه ها خیلی بی سر و صدا و آرام در حال تصویب شدن است. قیمت بنزین تا ۹۰ درصد قیمت تمام شده- قیمت گاز تا ۷۵ درصد قیمت تمام شده- قیمت برق معادل قیمت تمام شده و... اینها تیترهایی است که فقط در سایت ها می بینیم و بیشتر مردم معمولی از این قضیه مطلع نیستند که قرار است چه تحولی در زندگی روزانه شان به وجود آید. طرح تحول اقتصادی آقای احمدی نژاد کم کم دارد عملی می شود و معلوم نیست آثار تورمی آن بر اقتصاد مریض ما تا چه حد طبقات محروم و ضعیف را تحت فشار و مشکل قرار می دهد. 
